پردیس فاطمه الزهراء (س) ساری

فرا رسیدن ایام اربعین حسینی تسیلت باد

"بنده را هم زائری در اربعینش می کند"

 

گر که سقّا هستی اش را خرج دینش می کند
عشق در قلبش فتادست و چنینش می کند

عاشقان، عباس را بینید در کرب و بلا
جان خود ارزانی سلطان دینش می کند

شورش محشر به پا کرده ولی در آن میان
فکر تنهایی زینب شرمگینش می کند

آب در مشک است و او تشنه به مقتل آمده
چون که خشکی لب طفلی حزینش می کند

دست ها از تن جدا گشتند و از سوی خدا
بال ها راهی جنات برینش می کند

یابن حیدر رفتنت قد برادر را شکست
بی سر و بی دستی ات اندوهگینش می کند

این چنینی که حسین از بین یک لشکر تو را
یار و همراه و علمدار و امینش می کند

ماه، حق دارد که باشد دلنواز و دل فریب
نام تو بر هر که باشد دلنشینش می کند

گوشه چشمش اگر افتد بر این شعر حقیر
بنده را هم زائری در اربعینش می کند

 

نرگس_بای (پردیس صدیقه طاهره ساری)