فرا رسیدن ایام اربعین حسینی تسیلت باد
"بنده را هم زائری در اربعینش می کند"
گر که سقّا هستی اش را خرج دینش می کند
عشق در قلبش فتادست و چنینش می کند
عاشقان، عباس را بینید در کرب و بلا
جان خود ارزانی سلطان دینش می کند
شورش محشر به پا کرده ولی در آن میان
فکر تنهایی زینب شرمگینش می کند
آب در مشک است و او تشنه به مقتل آمده
چون که خشکی لب طفلی حزینش می کند
دست ها از تن جدا گشتند و از سوی خدا
بال ها راهی جنات برینش می کند
یابن حیدر رفتنت قد برادر را شکست
بی سر و بی دستی ات اندوهگینش می کند
این چنینی که حسین از بین یک لشکر تو را
یار و همراه و علمدار و امینش می کند
ماه، حق دارد که باشد دلنواز و دل فریب
نام تو بر هر که باشد دلنشینش می کند
گوشه چشمش اگر افتد بر این شعر حقیر
بنده را هم زائری در اربعینش می کند
نرگس_بای (پردیس صدیقه طاهره ساری)